در معقولات و مشهورات، به ویژه فوتبالیات(!) دچار شک و شبهه اساسی شده ام: اگر نام بازی امروز استقلال و الجزیره، فوتبال بود، پس یکی روشنم کند که اسم بازی امشب بارسلونا و میلان چیست؟! اگر ما به آرش برهانی می گوییم فوتبالیست، پس چه باید بنامیم لیونل مسی را؟!… اصلا مرا بگو که چی را دارم با کی مقایسه می کنم! بگذار درست قیاس کنم؛ باری پیش از این درباره میلان ۹۰ میلادی و بارسای ۹۰ شمسی چیزکی نوشته بودم، اما آن میلان، کم و بیش، یعنی به شدت داشت فوتبال رویایی بازی می کرد، لیکن بعید می دانم نام آنچه آبی اناری ها بدان مشغول اند، فوتبال باشد! فوتبال، مثلا به دربی شهر میلان میان ۲ تیم آث میلان و اینترمیلان می گویند، به شهرآورد استقلال و پیروزی، هیاهو برای هیچ، اما تیکی تاکای اصحاب گوآردیولا، حتما و حتما و حتما «هنر» است. پس این روزها، هنر در فوتبال، نزد بارسلونا است و بس! از بچگی دارم فوتبال می بینم، ولی تیکی تاکا را بهترین خالکوبی روی توپ گرد دیده ام. یک خال خوش خط و خال و هنرمندانه، مثل نقاشی های پیکاسو! پارسال همین زمان، میان طرفداران ۲ تیم بارسا با منچستر، و در پله ای پایین تر، میان هواداران بارسلونا با آرسنال و لیورپول، کل کل شده بود؛ انگلیسی ها به اهالی نیوکمپ، طعنه می زدند: «ما تیم های خود را پرشورتر، هیجانی تر، عجیب تر، شلوغ تر، و بلندتر تشویق می کنیم». بهترین جواب به این طعنه را، سردسته تیفوسی های آبی اناری داد، آنجا که گفت: «البته حق با شماست، چرا که شما هنگام دیدن بازی منچستر و آرسنال و لیورپول، دارید فوتبال نگاه می کنید و باید هم داد و بیداد راه بیاندازید، ما اما زمان تماشای تیکی تاکا، مجبوریم بخش اعظمی از ۹۰ دقیقه وقت بازی را سکوت کنیم، چرا که ما به جای دیدن فوتبال در چمن سبز، مشغول تماشای تئاتر روی سن نیوکمپ هستیم! و ادب حکم می کند که وقتی مسی و ژاوی و اینی یستا دارند مثلث می سازند، ساکت باشی و از این هنرنمایی لذت ببری!» آنچه امشب، میان بارسا و میلان گذشت، فوتبال نبود، هنر بود. اصلا مهم نیست تیم مقابل آبی اناری ها، چه تیمی باشد؛ آنچه اهمیت دارد خود بارسلوناست. بارسلونا با توپ گرد، فوتبال بازی نمی کند، بلکه با مغز عاشق گوآردیولا هنرنمایی می کند. چه بسیار باشگاه که در مسابقات مقدماتی، هرگز دوست ندارند با تیم های قدرتمندی مثل رئال و منچستر و میلان هم گروه شوند، اما چپ پای طلایی بارسا در برابر همه این تیم ها، یعنی در مقابل همین میلان، درون ۱۸ قدم آث میلان، تمرین روپایی می کند و نه فقط فوتبال ایتالیا، بلکه کل حیثیت فوتبال را با هنر بی مثال خود، اما در اوج ادب و تواضع و احترام، تحقیر می کند! شما می دانید وقتی ماسکرانو و آلوز در ۲ قدمی همدیگر ۱۰ بار توپ را به یکدیگر پاس می دهند، وقتی مسی این قدر راحت و ریز و تر و تمیز دریبل می زند که انگار دارد با بچه ها بازی می کند، وقتی همین اعجوبه، پنالتی را می زند یک سانتی تیر دروازه، جایی که فقط اسپایدرمن، شاید هم شلمن(!) قادر است توپ را مهار کند، وقتی ژاوی در مقام رهبر درون زمین این «ارکستر فوتبالی»، میان اتوبوسی از مدافعان حریف، توپ را برای سسک فابرگاس، لقمه راحت الحلقوم می کند، چه سرسامی می گیرد مربی تیم حریف، از این همه تحقیر؟! آیا شما ممکن است خودتان را بگذارید جای سرمربی آث میلان؟! گیرم پنالتی دوم، پنالتی نبود، توپ گرد فوتبال را چه می گویی، که از دست و پای مسی، به مسی چسبیده تر است؟! اینکه حالا مربی میلان است؛ تو باید خوزه مورینیو باشی تا با دنیایی از غرور، عمیقا درک کنی واژه تحقیر را!






