مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 15 آبان 1390
توسط: محسن

امام حسین (ع)

در عرفه، چه گفتی که به مقام ثاراللهی رسیدی؟ ما خفتگان در کهف غفلت ها و روزمرگی ها را هم بیاموز

سه شنبه 3 خرداد 1390
توسط: محسن

آیا 700>40000 است؟

وقتی میخواستن خرمشهر را آزاد کنن شهید خرازی با 699 نفر وارد خرمشهر شدند در کل 700 نفر بودند در مقابل 40000 عراقی در خرمشهر،وقتی خرمشهر آزاد شد نمیدانستند با این همه اسیر چه کار کنند انها را ردیف کردند در جاده اهواز،به من ثابت شد گاهی میشود خلاف قواعد ریاضی عمل کرد و به جواب رسید.


خرمشهر را خدا آزاد کرد

یکشنبه 1 خرداد 1390
توسط: محسن

رشید رشید احمد: خرمشهر آزاد شد

مکالمه بی سیم سرداران شهید خرازی و احمد کاظمی با سردار رشید در لحظه آزادی خرمشهر
=====================================================
حسین حسین رشید: حسین جان، ببین، بیبین، شما الان داخل خود شهرید؟
رشید رشید حسین: چی؟ کی؟ پیام شما مفهوم نیست رشید جان دوباره بگید.

حسین جان، شما رو می‌گم، خودتون، کجایید الان؟ داخل شهرید؟
رشید رشید حسین: ببین رشید جان ما داریم می‌ریم جلو شما با احمد کاظمی هماهنگ کنید. مفهومه؟ ما تو شهر نیستیم، مفهومه؟

احمد احمد رشید: احمد ببین الان حسین منتظر هماهنگی شماست تا کارشون رو شروع کنندو عملیاتو با هماهنگی اجرا کنید. شما کجایید الان؟
رشید رشید احمد: آقا جان، ما داخل خود شهریم و اینا که تو شهرن اومدن پناهنده شدن، مفهوم شد؟!!

احمد احمد رشید: احمد جان قطع و وصل می‌شه! دوباره بگو. چی گفتی؟
رشید رشید احمد: رشید با اون یکی دستگاه صحبت کن. مفهوم شد؟
باشه احمد همین الان ... همین الان.

رشید رشید احمد: آقا ما تو شهریم. بهش بگو. به محسن بگو ما تو شهریم. ما تو شهریم و پنج، شش هزار نفرم اومدن پناهنده شدن. ما تو شهریم ما داریم اونا رو تخلیه می‌کنیم. ما تو شهریم و تمام نیروهامون تو خود شهرن!

...

رشید رشید احمد: رشید جان. می‌گم من تو شهرم و همه نیروها تو شهر اومدن اسیر و پناهنده شدن. مفهوم شد؟

احمد جان! بله، بله، من فهمیدم چی گفتید. می‌گید من تو شهرم و کلیه نیروها پناهنده شدن! ببین برادر احمد مراعاتم کنید چوبی، چیزی نخوریدا!

رشید رشید: بابا نترس، نترس. الان بیش از شش هزار نفر به ما پناهنده شدن. بیش از شش هزار نفر. مفهوم شد رشید جان؟

احمد جان: چقد؟ نفهمیدم. دوباره بگو چند هزار نفر؟
رشید: بابا گفتم بیش از شش هزار نفر. شش هزار نفر. مفهوم شد؟ و دارن هی زیاد می‌شن. مفهوم شد؟

احمد احمد رشید: بیش از شش هزار نفر؟ بله؟ خدا اجرت بده. مفهوم شد. بله، فهمیدم.
رشید رشید احمد: رشید جان. بله، بله. تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود. تظاهرات بود و کلیه اسرا «یاحسین» می‌‌گفتند و «الله‌اکبر» و تسلیم می‌شدن. خب مفهوم شد؟

... احمد احمد رشید: بله، بله. مام اینجا فهمیدیم تشکر آقا. الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر. همه چیو فهمیدیم.

رشید رشید احمد: رشید جان خداوند خرمشهرو آزادش کرد. آزادش کرد ... .

احمد پیام تو کاملا دریافت شد. به امید پیروزی واقعی بر استکبار جهانی.

دوشنبه 2 اسفند 1389
توسط: محسن

به مناسبت 17ربیع الاول ولادت حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفرصادق (ع)


وزید باد بهار و شکوفه شد بیدار
صفیر بلبل شوریده بشنو از گلزار
صبا عبیر فشان گشت و باد نافه گشا
تتار مشک ببیز و غزل خوان به باغ گشته هزار
به لاله ژاله چکید و به غنچه نفخه وزید
سبد سبد گل و ریحان به پای خیز و بیار
که یار می رسد از ره کنون به مجلس ما
به یمن مقدم او کن گل وگلاب نثار
بسیط خاک ختن گشته گرخطا نکنم
ختا قیاس نگردد به خاک مقدم یار
طلوع کرده زِ أمُّ القُری به ماه ربیع
جمال نیِّر اعظم زمشرق انوار
نبی خاتم و ختم رسل رسول مجید
محمّد صلی الله علیه وآله آیینه جلوه های هشت وچهار
زِ روی او متجلی ست آسمان و زمین
زِ جُعدِ اوست معطر هوای لیل ونهار
به دوش امنه بنت وهب نموده طلوع
جمال مهر جهان تاب سید ابرار
به یمن مقدم او شد مبارک این ایام
زعید اسعدِ او خرّم است فصل بهار
به جلوه مه ومهر است عید ما مسعود
یکی امام صادق علیه السلام و دیگرحبیب ومحرم یار
خلایقند به وجد و ملک بود مسرور
نشین به مجلس ما ای گل همیشه بهار
درود وتهنیت ازساکنان کرسی و عرش
نثارخاندان محمّد صلی الله علیه وآله تمام لیل و نهار
دگربه جعفربن محمّد علیهما السلام رئیس مذهب ما
که کرده جلوه درآیینه تمام عیار
سلام دوستان ومحبین براحمد صلی الله علیه وآله وآلش
به هر صباح ومساء باد تابه روز شمار
زماست چشم شفاعت به خاندان نبی صلی الله علیه وآله
به صبح روز قیامت که هست با مقدار
نشسته بر در دولت سرای آل نبی صلی الله علیه وآله
به عشق یوسف زهرا علیه السلام رهائی بیمار


نوشته حاج علی محمد رهائی شهرضائی